توی سرمای زمستون رو بخار پشت شیشه
اسمتو نوشتم اما می دونم بی تو نمیشه
***
می دونم که با تو بودن یه هوای دیگه داره
این دل عاشق و تنها طاقت دوری نداره
***
همه ی شعرامو خوندم که تو برگردی دوباره
آخه این دلم به جز تو هیچ کسی رو دوست نداره
***
کاش می شد خاطره هامون دوباره مثل همیشه
تازه شن تو فصل سرما رو بخار پشت شیشه
***
هنوزم دلخوش و شادم به شمردن دقایق
که یه روز بیای کنارم اینه آرزوی عاشق
نوشته شده توسط star در پنجشنبه بیست و سوم مهر 1388
ساعت 15:0
آخرش رفتی و گفتی كه میخوام بیتو بمونم
آخرش رفتی و تنها میون غمهام گذاشتی
رفتی و داغ دلت رو توی این دل جا گذاشتی
رفتی و حسرت دیدن رو توی چشام گذاشتی
باورم نمیشه هرگز بدون تو من بمونم
باورم نمیشه هرگز داغ عشقت رو ببینم
تو كه رفتی واسه من دیگه هیچ عشقی نمونده
تو كه رفتی واسه من دنیا هیچ رنگی نداره
من میخوام بی تو بمیرم قصه رفتن بخونم
من میخوام بی تو بمیرم تنهای تنها بمونم
كاشكی كه لحظه آخر نور چشماتو ببینم
بزنم زل توی چشمات بگم كه عاشقت هستم
كاشكی كه لحظه مردن نور تینا رو ببینم
بگیرم تو رو تو آغوش بگم كه دیوونت هستم
نوشته شده توسط star در دوشنبه بیست و چهارم فروردین 1388
ساعت 21:50
خواستم تنهایی رو معنی کنم
اولین کاری که کردم به خودم نگاه کردم
و به دور و برم
خودم رو تنهای تنها کنار درختی خشک و دریا دیدم
فهمیدم تنهایی یعنی
خودت باشی و خدایت
خودت باشی و دل شکسته ات
خودت باشی و یک دنیا حسرت
خودت باشی و اشکهای چشمات...

نوشته شده توسط star در دوشنبه هفتم بهمن 1387
ساعت 11:29
چه خوبه آدم وقتی کسی بهش کمک کرد ازش تشکر کنه من هم به نشانه
تشکر از کسی که باعث شد من این وب رو دوباره بسازم این شعر رو تقدیم می کنم بهش...
:living
Living is moving on and up
It is giving in and giving away
The right things at right time
All it takes is the courage to do it
Knowing and believing in the divine timing of your days
You are new
Only when you have released……
Totally…the old
You must not stay on the same level of being
There always is another way to awareness
Grow change become
The strength you need deep within
Will rise to the surface …. Join consciousness
And bring your transformation
Ask for newness
Call upon your courage
Accept the change
Believe in your right
To have it
زندگی :
زندگی حرکت است صعود.
زندگی تسلیم وایثار.
کارهای درست ودر زمان مناسب،
شهامت آغاز" آگاهی وایمان به قداست ثانیه ها،
تنها چیزی است که به آن نیازمندی.
آن گاه که نو خواهی شد،
که کهنه را سراسر رها کنی،
نباید در همانی که بوده ای ، بما نی،
همیشه راه د یگری به سوی آگاهی پیش روی توست.
بروی ،ببا ل ودگرگون شو.
نیرویی که بدان نیازمندی ازژرفا به سطح میجوشد،
به خود آگاهی می پیوندد ودگرگونت می کند.
تازگی را بجوی .
به توانایی ها یت تکیه کن.
بی پروایی خود را نشا ن بده.
دگرسانی را بپذیر.
حق خود را باور بدار،
تا از آن تو گردد
نوشته شده توسط star در دوشنبه نهم دی 1387
ساعت 9:29
نه !
کاری به کار عشق ندارم
من هیچ چیز و هیچ کس را دیگر
در این زمانه دوست ندارم
انگار
این روزگار چشم ندارد من و تو را
یک روز خوشحال و بی ملال ببیند
زیرا هر چیز و هر کس
که دوست تر بداری
از تو دریغ میکند
پس با همه وجودم خود را زدم به مردن
تا روزگار دیگر کاری به کار من نداشته باشد
این شعر را هم نا گفته میگذارم ....
تا روزگار بو نبرد ....
گفتم که ...
کاری به کار عشق ندارم !
نوشته شده توسط star در چهارشنبه چهارم دی 1387
ساعت 17:39